آبی

آخرین مطالب

پربیننده ترین مطالب

آخرین نظرات

۳ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۵ ثبت شده است

پنج شنبه و جمعه هفته پیش تو دانشکده جشنواره لینوکس برگزار شد . قبل از برگزاری با دیدن حامیان و موضوعات ارائه ها و کارگاه ها تصورمی کردم، جشنواره خیلی مفید و به درد بخوریه . پنج شنبه ظهر رفتم دانشکده برای گوش دادن به ارائه ها ، که با جمعیت کمی مواجه شدم .فکر می کردم آمفی تئاتر پر بشه . ارائه ها تخصصی و برای اندکی ( کم تر از انگشتای یه دست ) می تونم بگم فایده داشتن . این بود که برای ادامه ارائه ها نموندم و اومدم بیرون . عصر ساعت 5 با بچه ها به دعوت محسن  به نمایش نامه خوانی شاهزاده کوچولو  رفتیم . صدا پیشه آنتوان دوسنتاگزوپری و خود شازده کوچولو خیلی خوب بودن . آهنگش هم احساس برانگیز بود . دوست داشتم اما چون تو حس و حالش نبودم ( و جمعی بودیم!) لذت کافی نبردم .

جمعه صبح کارگاه لینوکس پیشرفته بود . کارگاه مفید و خوبی بود اما زمانش خیلی کوتاه بود ، مطالب کمی به طور جزئی گفته شد . با وجود وقت کم راضی بودم . بعد از ظهر دوباره برای شنیدن ارائه ها رفتم . با ارائه IPV6 آقای الوانی شروع شد . مطلبش پیش نیاز شبکه داشت و نفهمیدم . از توضیح درباره بقیه ارائه ها می گذرم! همین که من 4 ساعت روی یه صندلی نشسته بودم و به دیوار نگاه می کردم . جشنواره لینوکس از نظر علمی ضعیف از نظر اجرایی ضعیف تر و خوب نبود . (همه ی ارائه ها رو نمی گم و منظورم از ضعیف بودن مفید نبودن مطالب برای شرکت کننده هاست) همین!

بنر الکی مثلا تد( دانشکده ریاضی و علوم کامپیوتر ) رو تو راه برگشت دیدم که یکی از سخنران هاش استاد نقشینه بود . دکتر نقشینه استادم نیستند اما چند جایی به صحیت شان گوش داده ام . همایش خانه ریاضی ، سمینار زمستانه کامپیوتر شریف ، فیلم های مجله ریاضی شریف ، یک جلسه آنالیز ریاضی حتی ! و درنهایت صحبت مستقیم :) . حرف زدنشون رو دوست دارم . به هرحال یاد آور هم تنظیم کردم که حتما سخنرانی شون رو بروم . بعد از کلاس گسسته ساعت 4 و نیم عصر شنبه به سالن برگزاری رفتیم و پذیرش شدیم . رفتیم نشستیم برای گوش دادن !

مجری برنامه حسین کلهر بود . طنزپرداز و صدا پیشه فامیل دور ! برنامه ها خیلی خوب بودن ! عالی بودن . استاد نقشینه در مورد کلاه برداری بانک ها که تو پست های وبلاگشون هم بهش اشاره کردن . حامی برنامه ها چی توز و نامی نو بودن. پذیرایی ها هم خوب بود:) توضیح نمی خواهم بدم اما خستگی ام در رفت . خسته نباشن و موفق بشن:)

 ساندویچ های نامینو! امیرحسین ، پارسا ، من و مصطفی . جای داداشم خیلی خالی بود . ارائه ها مخصوص داداشم بود.

بعد نوشت : مدرک هم به پست اضافه شد!

   ادامه مطلب رو ببینید.

۸ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۱:۳۲
اسماعیل نادری

بیست روزی از آخرین پستم می گذره . می خواستم پستی در مورد نوشتن بگذارم که پیش نویسش هم رو نوشتم اما به فراموشی رفت.(نمی دونم چرا؟) در مورد نوشتن می خواستم بگم که  ، باید خواننده خوبی باشی تا بتوانی بنویسی . همین!

تو این مدت به دادن امتحانات میان ترم مشغول بودم ! و بالاخره خلاص شدم از دستشون ! کلاس ها هم که کم کم دارن به پایان می رسن . من تازه به نوشتن آزفیزیک عادت کرده بودم که  آزمایش هایش تموم شد! خلاصه این ترم با وجود طولانی بودن هنوز به کلاس ها عادت نکردم .مخصوصا ریاضی 2 و فیزیک 2 . 

لینوکس مانجارو (درستش مانهارو ئه انگار ) رو به خاطر شیوه بروز رسانی خودش و نرم افزاراش خواسته بودم نصب کنم . برای همین کمی با فایل سیستم لینوکس آشنا شدم و تازه به این پی بردم که چرا بیشتر از 4 تا درایو نمی شه ساخت(:-سوت)(بار اولیه که ار این :-سوت استفاده می کنم) . من همیشه داریو ها رو از نوع primary  انتخاب می کردم و extended  و اینا رو اصن نمی شناختم . با و جود فرمت شدن هزار باره هارد ارزشش رو داشت دیگه حالا بلدم مثه آدم لینوکس نصب کنم .

مسابقه برنامه نویسیه که تو پست های قبلی هم اشاره کرده بودم . روز سومش هم برگذار شد . روز سوم عملکرد بهتری داشتم و خوب بود . کلن تو هر مسابقه یا امتحانی تو روز دوم یا روز آخر عملکرد خوب دارم . در کل 5م شدم.

اتفاق دیگه هم این که برای بار اول به نمایشگاه کتاب رفتم ( رفتیم!) . با دادشم و پارسا و مصطفی . خیلی خوش گذشت هندوانه های خوبی داره اما اون جا آیس پک به هیچ وجه نخورید ، آیس پک هاش آماده و یخ زده است . همین دیگه در مورد کتاب هم نظری ندارم .

تصمیمی که گرفته بودم هنوز هم یادم نرفته ، انجامش می دم :)

تمرین برنامه نویس فعلی مون هم نوشتن یه تقویم شمسی میلادی قمریه . چی می شد ما هم تقویممون میلادی بود ؟ :|  مصیبت بزرگیه این تفاوت تقویم ها! هی . چرا آخه ؟

نیاز به گفتن اسم ها هم نیست دیگه !( من ، حسین ، پارسا ، مصطفی)

ادامه عکس ها در ادامه

۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۱:۱۱
اسماعیل نادری

اگر وبلاگ داداشم رو باز کرده باشید ، سوالات ، مقالات و مطالب ریاضی کامپیوتریش رو هم حتمن دیده اید . از اون جایی که من هم علاقه ی زیادی به مساله ها دارم و لی خب مساله در اختیارم نیست ، تصمیم گرفتم از این به بعد سوالاتی که داداشم میگذاره رو سعی کنم حل کنم اون هایی که تونستم راه حلشون رو بنویسم ، اینجا بگذارم. اوه عجب جمله طولانی ای شد .:)

فکر به مساله ها می تونه سرگرمی باشه ، می تونه شغل باشه ، می تونه اجبار باشه ! و خیلی چیزای دیگه.

اما یه جایی هست که به مساله فکر کردن می شه یه بخشی از زندگی . به مساله فکر می کنی چون صرفن حس می کنی یه بخشی از درونت بهت می گه. مساله منطورم ریاضی یا کامپیوتر نیست . هر چیز فکر کردنی. اگه مساله نباشه که فکر بکنی کم کم از بین می روی. افراد کمی این طوری اند . بیشتر ، با فکر نکردن راحت ترن . مساله جاییه که این افراد در مورد بقیه نطر می دن و انتقاد می کنن . هی :( بماند .

به خودم گفتم این جا بنویسم . تا تصمیم از یادم نره و اجرایش بکنم .

تا بعد

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۰:۳۶
اسماعیل نادری