آبی

آخرین مطالب

پربیننده ترین مطالب

آخرین نظرات

۲ مطلب در مرداد ۱۳۹۶ ثبت شده است

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ مرداد ۹۶ ، ۰۹:۴۰
اسماعیل نادری

امروز یازدهم مرداد ۱۳۹۶ دارم میرم زنجان . تو اتوبوس نشستم و به یان تیرسن گوش میدم. احساس غریبی دادم. یه قسمتی از وجودم گم شده . دارم دست و پا میزنم برایش . فرصتم  زودتر تموم میشه و خسته ترم می کنه. 

اون مدت از سفر که تو اتوبوسی ، مدتی ک راحت نشستی و فکر می کنی به خودت ، پول بلیت سفر، پول همینه که داری میدی.همینجا که نشستم شروع کردم ب نوشتن که بعدن دلسرد نشوم ،آینده اینجارو بخونم و یادم بیاد که چی بودم ، یادم بمونه ،
به الانم فکر می کنم . به کارایی که میکنم . هیچ اشتباهی نیست .:) تنها میخواهم خیلی قوی تر و محکم تر باشم . "زندگی" وقتی که 'دوستش' داشته باشی تورو 'دوست' خواهد داشت. دوست دارم، . . .
مدام به صفحه این گوشی و دور دست نگاه می کنم. صدای هیچ موجود زنده ای رو نمیشنوم و این خوشحالم میکنه . شاید یه کاری نتیجه نده ، شاید با کارهای دیگه بقیه از تو جلوتر باشن ، اما این تویی که بعدن به این بازه عمرت افتخار می کنی . به اینکه شجاعت تصمیم گرفتنو داشتی .
دیگه دوردست پیدا نیست . برخلاف پوچی و بی حوصلگی ترم دانشگاه الان زنده ام !. صبح به امید بیدار می شوم و شب در فکر میخوابم . دیگه نق نمیزنم.
بهترین وقت همین الانه ، همین حالا همین موقع که با خودت کلنجار میری. میدونید چرا می گن مهم تلاشه نه نتیجه؟ چون تلاشه که احساس لذت بخشی داره ، 'اندازه تلاشه' که باعث رضایت می شه .
من آدم خیلی خوش شانسی ام ، از این خوشحالم که تو زندگی جایی قرار گرفتم که ، حل مساله و معما برایم زیباترین کاره . من خیلی خوش شانسم. درسته که خیلی داشته های دیگرانو ندارم . اما همینو برای خودم کافی میدونم .دوست های خوبی که دارم ،...
دیگه ادامه نمیدم متن طولانی شد

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ مرداد ۹۶ ، ۰۹:۲۷
اسماعیل نادری